skip to Main Content

بانو استاد دکتر زهرا علیزاده ثانی

پرندگان مهاجر گمراه نمی شوند و گاه شاید به خستگی از بادهای مخالف و پروازهای طولانی و نیاز به آب و خوراک در سرزمینهای ناشناس، نظیر کویر سوزان طبس فرود آیند، اما ماندگار نمی شوند مگر به مهربانی … همچون پلیکان های سیبری راه گم کرده و خسته و گرسنه در باغ گلشن طبس. پلیکان های میهمان آب نمای باغ گلشن طبس، گم كرده راهی بودند که کوشیدند و دل به دریای توانایی ها زدند.

سال ۱۳۵۷ طبس و بخشهای بزرگی از اطراف آن با زمين لرزه‌های ترسناک لرزید و ویران شد و آسیب دید. اما مردم سخت کوش طبس که پایداری در مبارزه با دشواری ها را از کویر و کم آبی و بادهای سوزان آموخته بودند، از زخم دشواری‌ها نهراسیدند و با صبوری و بردباری به سازندگی مجدد پرداختند.

بانو دکتر زهرا علیزاده ثانی از این گونه اند. استوار و توانا و نامور به کوشش و دانش بایسته ها در پزشکی، تخصص و فوق تخصص در بیماری های قلب و عروق، اکوکاردیوگرافی، دانش یاری دانشگاه، عضويت هيئت علمی و دارای عنوان بهترین مخترع زن جهان و دریافت مدال طلا و کاپ ویژه و دیپلم افتخار آن، در سال ۲۰۱۳ میلادی.

مهربانی، شخصيت والا، خرد و باورمندی به توانایی های خود و پیوستگی زیبا به مهر پروردگار در دست آوردها، ترکیب ساختاری وجود ایشان است.

می گویند: خراسانیم و تبارخاندانم از طبس است، بهشت بیابان و کویر لوت. در مشهد چشم به جهان گشودم، در اردیبهشتی زیبا به سال ۱۳۵۳ از پدر و مادری مهربان و گرامی، به یاوری و آموزگاری تمام زندگیم، از نگرش والا و ایده آل های بزرگ و زیبای مادرم تا جهان بینی و کوشش همواره ی پدری که مهربانی و پشتیبانی شان بزرگ و دلنشین بوده و هست که زاده ی کویر و آموخته ى بردباری ها و تلاش هستند.

پدر و مادرم پس از پیوند به دلیل پیشه ی پدر به مشهد آمدند و تا ۴ سالگیم در کنار دو خواهر کوچکتر و مادرم در مشهد بودیم به شادی و دلخوشی ها دیدار و بازیهای کودکانه سال ۱۳۵۷ به سفری تابستانی و دیدن اقوام با مادر و خواهرانم به طبس رفتیم و من شاهد ترسناکترین واقعه ی زندگیم بودم. زمین لرزه، زلزله ی شهریور ماه طبس… و چه تلخ! آوار و فریاد و زخم و اشک.

آن شب من و مادر و دو خواهر سه ساله و نه ماهه و پسر داییم در حیاط خانه ی خاله، در کنار حوض آب و وقت شام بودیم که نگاه مادرم را مات و رو به آسمان دیدم و فریادش را: بچه ها زلزله!!!

و با در آغوش گرفتن خواهر ۹ ماهه ام، ما را به فرار بیرون از خانه فریاد میکردہ: پاشين، بدوين بيرون … معنای زلزله را نمی دانستم، فروریختن دیوار بلند حیاط را دیدم که با تکانهای شدید همراه بود و زمانی به خود آمدم که تلی از خاک بود و من روی آوار و پایم از مچ زیر خاک و ویرانی، مادرم تا كمر زیر آوار ویرانی ها مانده بودند و زهره خواهر نه ماهه ام روی خاک و از خواهر سه ساله و پسردایی ام خبری نبود… آن شب مادرم با گفتن قصه های کودکانه مرا آرام می کرد تا درد پای زیر آوار مانده ام را کمتر حس کنم و مراقب خواهر کوچکم باشد.

همه شهر و همه شب فریاد و شیون بود و درد و ترس… سپیده دم پدرم از سفر رسید و ما را از زیر آوار بیرون آورد.

صبح روز بعد به سوی مشهد حرکت کردیم تا شکستگی چند مهره کمری مادرم و پای آسیب دیده ی مرا مداوا کنند.

من زود خوب شدم و مادرم هشت ماه تحت درمان بودند و در این مدت در کنار اقوام از خواهر کوچکم نگهداری میکردیم و من و مادرم بی تاب و گریان به از دست دادن خواهر سه ساله ام و فامیل و همشهریانمان همه متأثر و اندوهگین.

پس از درمان طولانی شکستگی مهره های مادر، پدرم تصمیم گرفتند به طبس باز گردیم و در کنار اقوام و همشهریان آسیب دیده بمانیم و این سه سال زندگی دشوار بود در چادر، اتوبوس و کمپ در کنار دیگران.

آغاز مدرسه ابتداییم ۵ سال و نیمه بود و در کمپ های زلزله زدگان و دنیایی تجربه از زندگی، کاستیها و نیاز مردم به دکتر و دارو، با وجود کم سالی، پر آرزو برای روزی که بزرگ شوم و به دیگران یاری کنم، ابتدایی و دبیرستانم را در طبس گذراندم و به دلیل کوشش و تلاش بسیارم همیشه از بهترینها در نمره و یادگیری و پیشرفت در کنکور سراسری دو مرحله ای ورودی دانشگاهها در سال ۱۳۷۰ توانستم رتبه دوم، و سپس رتبه سوم در منطقه محروم را کسب کنم.

در آن زمان و هنگام آماده شدنم برای آزمون کنکور بزرگترین آرزویم امکان استفاده از كتابخانه بود تا در محیطی آرام و علمی مطالعه کنم که در شهر طبس كتابخانه ای در دسترس نبود و من تا نیمه های شب در حیاط پشت خانه و در زیر نور کمرنگ لامپ مهتاب مطالعه می کردم و آرزو و هدفم را با ذغال روی دیوارهای خانه می نوشتم که همگی این بود «باید پزشکی توانا و کوشا بشوم»

– انگار قصه، انار داستان کوشایی در آرزوها، نه به سادگی، که دشواری و امکانات ناچیز. جوری میگویند که ناشنیده از دنبال می شود امید و شادی را در پس سخت کوشی ها حس کرد و دید. ادامه می دهند: در مهرماه ۱۳۷۰ دانش اندوزی در رشته پزشکی دانشگاه پزشکی مشهد را آغاز کردم و دست آورد هفت سال کوششم در آموزش دوره های تئوری و عملی، نمرات خوب و اشتیاق افزون شده به ادامه و تخصص بود. ۱۳۷۷ پزشک شده و برای گذراندن طرح پزشكي عمومی منطقه ای دور و بدون امكانات را برگزيدهم تا خدمت به مردم محروم باشد.

در منطقه «عشق آباد طبس» تنها پزشک بانو و بسیار کوشا بودم در همیاری و برطرف کردن دشواری های پزشکی مردم به ویژه بانوان منطقه.

در آغاز طرح خدمت پزشکی عمومی ام ازدواج کردم و این پیوند سنتی که با خواستگاری و راهنمایی و ياري پدر و مادرم در انتخاب شریک و همسر همواره ی زندگیم انجامید، روزگارم را به کام و کوشش در دلخواسته هایم که مهمترینشان دانش و پژوهش بود و هست، روان و انجام پذیر گردانید که به راستی همسرم ياور، همراه و پشتیبان هميشگيم در زندگی بوده اند و من سپاسگذارشان هستم.

و پدر و مادر نازنینم که آموزگاران مهربانی و معلمین نیک اندیشی و كوششم بوده اند، از آن هنگام مهربانی های مادرم آویزه ی گوش جان شد که می گفتند: «همشهری و همکلاسی هایت را دوست داشته باش و بکوش کمی آسوده تر زندگی کنند اگر از تو پایین تر هستند به امکانات، اینها را به بانو مدير مدرسه بده». و می دانستم همچون بارهای پیش، وسایل و لوازم نوشتار است برای دانش آموزان نیازمند، و یا آن روزی که توان پایداری در برابر دشواری ها و كوششم بیشتر شد و استوارتر و دلگرم شدم که پدرم در دوران دبیرستان با دیدن نمرات خوب و تلاشم گفتند: «دخترم تو درسهایت را همینطور بخوان و ادامه بده، اگر لازم شد تا آمریکا بروی من حمایتت می کنم».

– با چنان شوق و احترامی از یادمان های خانواده و پدر و مادرشان می گویند و می بالند که دل انگیز و شیرین است و این احساس در چهردشان نمایان و گویاست. ادامه می دهند: در سالهای انجام طرح عمومی ام به مطالعاتم افزودم و با وجود فرزند کوچکم برای قبولی در آزمون تخصصی پزشکی تلاش می کردم و با دشواریها مدارا، گاهی روزها در پشت بام خانه و حرارت ۵۰ درجه مطالعه میکردم که تنها محیط ساکت و آرام خانه بود.

سرانجام با قبولی در رشته تخصصی قلب و عروق، در دانشگاه علوم پزشکی مشهد در مهر ماه ۱۳۸۱ رزیدنتی این رشته را آغاز کردم در حالی که فرزندم یک و نیم ساله و ششصد کیلومتر از من دور بود و هر دو هفته یک بار با پدرش و اتومبیل به دیدار من که کشیكهای سخت و سنگین دوران رزیدنتی قلب در بیمارستانهای دولتی و غیره را می گذراندم می آمدند.

خوشبختانه از سال دوم تا چهارم و پایان تحصيلات تخصصی ام، همسرم محل کارشان را به مشهد منتقل کردند و با هم بودیم. در بسیاری از کشیک های شب، پسر و همسرم به بیمارستان می آمدند تا دیدار و اندکی رسیدگی به فرزندم هم میسر شود و روزهای بسیاری پسر کوچکم در داروخانه و توسط پدرش نگهداری می شد. یاری های همسرم سهم بسیاری در زمینه سازی پیشرفتهای تحصیلی و اهدافم داشته است و من همیشه سپاسگذار همیاری های ایشان هستم.

– قدرشناسی و سپاسگذاری بانو دکتر علیزاده ثانی تاثیرگذار و صمیمانه است ادامه می دهند: در چهار سال رزیدنتی قلب و عروق نفر برتر در میان همدوره‌ای های خود بودم و در آزمون پایانی و برد تخصصی کشور رتبه برتر يافتم و به لطف پروردگار و یاری خانواده در سال ۱۳۸۵ با دریافت دانشنامه تخصصی قلب و عروق، برای گذراندن دوره کوتاه مدت طرح تخصصی در شهرستانهای تربت جام و تایباد از خانه دور شدم و آخر هفته ها با تاکسی به مشهد باز می گشتم به دیدار همسر و پسرم که اکنون سال اول دبستان بود.

– كوشش هایشان در مراحل گوناگون زندگی و دانشگاه و تخصص نشان از اراده ای توانا و همتی والاست و درسی از ایستادگی و تلاش در رسیدن به هدف … ادامه می دهند:

همراه با گذراندن طرح تخصص، مطالعه برای آزمون ورودی فلوشیب «اکوکاردیوگرافی» در دانشگاه ایران را هم پیگیر بودم و همزمان خدمات پایه «سی سی یو» و قلب و عروق را در شهرستان تربت جام پایه گذاری کردم و پس از چند ماه کوشش توانستم در آزمون ورودی فلوشیپ «اکوکاردیوگرافی» در دانشگاه ایران رتبه برتر را کسب کنم و در مهرماه ۱۳۸۶ برای آغاز این دوره همراه با خانواده به تهران برویم.

از سال ۱۳۸۶ تا فروردین ماه ۱۳۸۸ در بیمارستان قلب شهید رجایی تهران با كوشش بسیار به عنوان رتبه برتر فارغ التحصیلان، فلوشيپ اکوکاردیوگرافی را به پایان رساندم و ریاست انجمن قلب ایران و بیمارستان قلب شهید رجایی به من پیشنهاد استخدام به عنوان استادیار دانشگاه در بیمارستان قلب را دادند تا رشته ی «ام. آر. آی» قلب را به عنوان اولین متخصص قلب ایران در آنجا راه اندزای كنم و من چون علاقمند به نوآوری و پژوهش های نوین بودم این پیشنهاد را به دیگر گزینه ها برتر دانستم و با پذیرش از اردیبهشت ماه ۱۳۸۸ به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه دست به کار شدم و با راه اندازی این رشته نوین و سودمند علمی در جهت تشخیص بیماریهای قلب و عروق و پژوهش و دانایی از این دانش جدید سفرهای متعددی به کشورهای گوناگون اروپا و آمریکا داشته ام و با استادان پیشگام جهانی آشنا گردیدم و سرانجام از سوی انجمن بین المللی «ام. آر. آی» قلب به عنوان سخنران رسمی دعوت شدم و تا سال ۱۳۹۷ نماینده ایران در انجمن های تصویربرداری و ام. آر. آی قلب آسیا، اروپا و آمریکا را به دست آوردم و مباهیم به یافتن ارزش و دانش بیشتر برای کشورم.

زندگی در صدف خویش گهر ساختن است     در دل شعله فرو رفتن و نگداختن است   (اقبال لاهوری)

شنیدنی هایم از بانوی توانای وطن که دشواری ها در برابر اراده و خواست او رنگ می بازند به توان و پایداری و کوشش زنانه اش، نه تنها شوق انگیز که برایم مباهات است، همبستگی با این خانه و میهن و مردمانش. ادامه می دهند: بخش مهمی از اندیشه و زمان و اشتیاقم را به خانه و خانواده ام می پردازم که پسرم، همسر و نزدیکانم انرژی دهنده و سازنده همه توانایی ها و یاوران ارزشمند زندگیم هستند.

دشواری های پزشکی، مداوا، تدریس و پژوهش نتوانستند در اراده و آرزویم کاستی سازند و برای دستیابی به پیشرفت علمی و عملی دانش ام. آر. ای قلب ایران هدف و خواسته ام شد. «پایه گذاری این رشته علمی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد» و به دنبال آن به مدت ۵ سال به عنوان استاد مدعو، هر هفته بین تهران و مشهد در سفر و پرواز بودم.

برای نخستین بار در کشور به ده تن از اساتید دانشگاه و ده تن از کارشناسان رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در این زمینه آموزش دادم تا آغازی باشد به راهی علمی در تشخیص و مداوای بیماران قلب و عروق.

همکاریم در اورژانس بیمارستان رجایی فرصتی شد به پژوهش، و به یاری برادرم و تیمی از دانشگاه شریف، طرحی را به انجام رسانیدیم که حاصل آن دستگاهی شد دقیق با محاسبات ریاضی و نرم افزاری که برای اولین بار «میزان و محل تنگی عروق کرونر بیمار را دانسته و پیش بینی کرده و نیاز بیمار قلبی به عمل آنژیوگرافی که یک عمل تهاجمی و پر هزینه است، مشخص می شود» که برای اولين بار در جهان است و خروجی این پژوهش و دست آورد، نجات جان انسانهای بسیار در تشخیص بسیار سریع است. پژواک مراکز مهم پزشکی و علمی جهان به من برای این پژوهش، دریافت عنوان «برترین مخترع زن جهان و دو مدال طلا، با تأیید اکثریت آرای داوران چهل و یکمین جشنواره اختراعات ژنو، در سال ۱۳۹۲، ۲۰۱۳ و دریافت دیپلم افتخار ژنو» ، دیپلم افتخار «انجمن بین المللی علوم و تکنولوژی روسیه» به عنوان بالاترین رده علمی این همایش بود.

از نکات مهم این اختراع زمان کم در تشخیص به میزان ۱۰۰ درصد و حساسيت ۹۵ درصد، که قابلیت استفاده در اورژانس ها، کلینیک های سرپایی و حتی آمبولانس ها در زمان ویزیت اولیه بیمار را دارا است.

در سال ۲۰۱۴ افتخار دیگری به لطف پروردگار و كوشش بسيارم يافتم که برای نخستین بار نام كشورم را در کنگره بین المللی اروپا در اتریش با دریافت جایزه بهترین مورد «ام. آر. آی قلب» به گوش متخصصین جهان رسانیدم.

– لبخندشوق از پیروزی های دانش در مجامع علمی و پزشکی جهان چهره بانو دکتر علیزاده ثانی را روشن میکند و انگار گفتارشان پژواک و دست آورد همه کوشش هاست.

ادامه می دهند: دریافت و دست آورد عناوین و جایگاههای علمی و جوایز جهانی که با یاوری، حمایت و پشتیبانی پدر و مادر، همسر و فرزند، برادر و خواهرانم بود. سپاسم از خدای مهربان که چنین پشتوانه و خانواده ارجمندی را برایم قرار داده است که انگیزه و انرژی و شجاعتم در ادامه ی پژوهشها و کوشش علمی من را بسيار کرد. سال ۱۳۹۶ «فلوشیپ رشته تصویربرداری قلب و عروق» را برای نخستین بار به عنوان مسئول کمیته تدوین آن در ایران پیگیر شدم و آموزش آن در دانشگاههای علوم پزشکی کشور راه اندازی شد و کوشیدم اولین و مجهزترین مرکز حرفه ای خصوصي ام. آر. ای قلب و عروق را در کشور پایه گذاری کنم.

همزمانی این هدف و خواسته ام با شرایط ناپایدار اقتصادی کشور یکی از عوامل دشوار کننده دست یابی به هدفم بود و دلیلی شد برای یادگیری و گذراندن دوره مدیریت، تا با دانسته های آن در ارتقاء و مدرن کردن سیستم اداری و مدیریتی توانا شدم. حاصلم دانش و اطلاعات کافی و تجربه ی ارزشمندی شد در دست آورد مدیریت، مربیگری و نوآوری در رشته پزشکی و این تجربه ارزشمند در پیشبرد این شاخه نوین پزشکی در کشور و جهان تاثیرگذار گردید.

– كوششهای بسیار و دست آوردهای ارزشمند بانو دکتر زهرا عليزاده ثانی شنیدنی و آموزنده است. از ایشان میخواهم از خاطراتی بگویند که برایشان انرژی و افزون کننده تلاش بوده، می گویند: پدرم همیشه یاور و مشوقم بودند و مادر نیز، که از یاد نمیبرم مهربانی هایشان و آن روز سال تحصیلی ام در دوران دبیرستان را که در آزمون مهمی در سطح مدارس شهر رتبه ی نیکو آورده بودم، بوسه شادباش و دستبند زیبای پیشکش مادرم را که برایم دنیای امید و انگیزه شد. یا شنیدن خبر قبولی و رتبه ی سومی ام در کنکور، از خاله ی نازنینم که در مشهد زندگی میکردند و ما در طبس و پیش از ما پی گیر و دانا شده بودند… چه شوقی، انگار دنیا را یافته بودم.

و یا روزی که هم دانشكدهای هایم به دنبال «علیزاده» میگشتند و وقتی دلیلش را پرسیدم گفتند: از میان دویست دانشجو، تنها او از درس دشوار آناتومی بیست گرفته است، من شادمان و خرسند، با دوستان جدید فراوان.

و یا هنگامی که در سال ۱۳۹۰ به عنوان عضو هیئت علمی بیمارستان شهید رجایی دستیابی ام به هدف دانشگاهی کردن رشته ی ام. آر. آی با دشواری های بسیار همراه بود و من شب و روز در تلاش، از پروردگارم یاری خواستم و همزمان بعنون سخنرانی علمی به دانشگاه شیراز دعوت شدم و پس از پایین آمدنم از پشت تریبون بی درنگ ریاست دانشگاه علوم پزشکی مشهد به من پیشنهاد راه اندازی این رشته را در دانشگاه مشهد اعلام کردند.

و یا پس از مدت ها کوشش بی امان سه ساله ام برای راه اندازی مرکزی مناسب و مفید در گسترش ام. آر. آی و بی نتیجه ماندن آن، یاری و نیکخواهی پدر یکی از بیمارانم را در رسیدن به این هدف انسانی که دست آورد آن بهترین مرکز ام. آر. آی قلب خاورمیانه در تهران شد و کانونی برای ارتباطات بین المللی و افتخار کشورم که در سال ۲۰۱۷ و افتتاحیه کنگره سالانه جهاني اين رشته از من خواسته شد تا به نمایندگی از دانشمندان و کشورم مسئول ترجمه این علم به زبان پارسی و گویندگی خیر مقدم به زبان پارسی و به نام کشورم به گوش جهانیان باشم.

– از دلخواسته و هدف نزدیکشان می پرسم میگویند: از برنامه های دست یافتنی در آینده نزدیک من، دریافت عنوان و جایگاه «پرزیدنت انجمن بین المللی ام. آر. آی قلب جهان» به عنوان یک بانوی ایرانی است…

«بانو دکتر زهرا علیزاده ثانی»، متخصص قلب و عروق، فلوشيپ اکوکاردیوگرافی و تصویربرداری قلب و عروق MRI و سی تی اسکن، دانشیار و عضو هیئت علمی دانشگاه، (سابقه ۹ سال فعالیت تمام وقت در زمینه ی تصویربرداری قلب)، بنیان گذار علم MRI قلب و پایه گذار فلوشیپ تصویربرداری قلب و عروق کشور، نماینده ایران در هیأت اجرایی انجمن تصویربرداری قلب و عروق کشور، نماینده ایران در هیأت اجرایی انجمن تصویربرداری قلب و عروق آسيا (ASCI)، عضو هیأت مؤسس شاخه ایرانی انجمن بین المللی MRI در پزشکی و مسئول زیرشاخه MRI قلب و عروق ایران هستند.

– توصيف بانو دکتر زهرا علیزاده ثانی ساده و فخرانگیز است. ایشان یک بانوی توانمند ایرانی و از «ناموران امروز ایران» و آموزگاری برای رسیدن به دلخواسته ها..، کوشش و دانش و خرد هستند.

Back To Top